تبليغاتX
.: راحیل :.
 

الهی

ای نزدیک تر از ما به ما

و مهربان تر به ما از ما، گرفتار آن دردم که تو دوای آنی. تو آنی که خود گفتی و چنان که خود گفتی آنی.

 

الهی

عاجز و سرگردانم نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم، چون توانستم ندانستم و چون دانستم نتوانستم. من کی ام که تو را خواهم چون از قیمت خویش آگاهم

 

الهی

به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب مرا که تو می توانی

 

الهی

بنده را از سر آفت نگاه دار، از وسوسه های شیطانی و از هوای نفسانی و از غرور نادانی.

 

...............

سرگردانم..........

سردرگمم................

......

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 1:7  توسط راحيل |