![]() |
![]() |
|
|
الهی ای نزدیک تر از ما به ما و مهربان تر به ما از ما، گرفتار آن دردم که تو دوای آنی. تو آنی که خود گفتی و چنان که خود گفتی آنی. الهی عاجز و سرگردانم نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم، چون توانستم ندانستم و چون دانستم نتوانستم. من کی ام که تو را خواهم چون از قیمت خویش آگاهم الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب مرا که تو می توانی الهی بنده را از سر آفت نگاه دار، از وسوسه های شیطانی و از هوای نفسانی و از غرور نادانی.
............... سرگردانم.......... سردرگمم................ ......
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 1:7 توسط راحيل |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مهم نيست كجا متولد شده ام و چگونه و كجا زندگي كرده ام. مهم اين است كه در آنجا كه بودم چگونه رفتاري داشته ام. (جوجيا اوكيف)
|
| نویسندگان |
|
راحيل علیرضا |
|
RSS
|