تبليغاتX
.: راحیل :.
 

  • روح های بزرگ را از دو جا می توان شناخت: یکی از نیاز بیشترشان و یکی از دردهای بیشترشان.

 

  • برای دیدن برخی رنگ ها و فهمیدن بعضی حرف ها از نگریستن و اندیشیدن کاری ساخته نیست. باید از آن جا که نشسته ایم برخیزیم. قرارگاهمان را در جهان عوض کنیم.

 

  • منتظر نمان که پرنده ای بیاید و پروازت دهد. در پرنده شدن خویش بکوش.

 

  • تنها دو جا است که هر کسی خودش است؛ بستر مرگ و سلول زندان.

 

  • از من بودن خویش به در آی، مردم شو! ذره ای شو، درآمیز با ذره ها. قطره ای گم در دریا!

 

  • با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو. در انزوا پاک ماندن، نه سخت است و نه با ارزش.

 

  • کسانی که خود هیچند، می کوشند تا در دیگران، در شلوغی غرق شوند. در آن جاست که پوچی خود را احساس نمی کنند. هرگاه تنها می مانند به وحشت می افتند، چون حتی یک نفر را احساس نمی کنند.

 

      «دکتر شریعتی»

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 2:25  توسط راحيل | 

 

شورانگیز و مصفا، شب میلاد علی

آسمان غرق تماشا، شب میلاد علی

 

گشت سیراب ز باران صفا قلب کویر

گُل برویید ز صحرا، شب میلاد علی

 

عشق همراه صمیمیت و پاکی و صفا

پای بنهاد به دنیا، شب میلاد علی

 

کینه شد در به در و آینه ها زاده شدند

گشت احساس شکوفا، شب میلاد علی

 

شرف و شرم و جوانمردی و ایثار و حیا

در دل کعبه هویدا، شب میلاد علی

 

سبز گفتارترین مرد جهان پیدا شد

آمد این مژده ز بالا، شب میلاد علی

 

مرغ دل ذوق زده پنجره را باز نمود

گفت تبریک شما را، شب میلاد علی

 

«منیره درخشنده»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 2:55  توسط راحيل | 
 

مژده ای باد صبا زهره ی زهرا آمد

فاطمه، فخر زن امروز به دنیا آمد

 

تو بزن مرغ سحر نعره ی مستانه ز شوق

مژده بر گُل برسان بلبل شیدا آمد

 

فاطمه آن که بُوَد نور دل و چشم رسول

از گلستان بقا پاک و مصفا آمد

 

رخ زیبای تو و قامت دلجوی تو را

حضرت دوست در این شب به تماشا آمد

 

تویی آن اسوه ی پاکی که برای تو همی

شیر مردی چون علی، پاک به دنیا آمد

 

 قدمت باد مبارک که پی عرض ادب

پیک حق سوی تو از طارم اعلا آمد

 

مریم آن اسوه ی عصمت ز نهانخانه ی غیب

پیِ تبریک تو از باغ کلیسا آمد

 

تا زند بوسه به خاک قدمت «شیرین» نیز

تا سر کوی تو با عرض تمنا آمد

 

اعظم خندانی (شیرین)""

 

مادر نامت را بر آسمان نوشتم، سرشار از زندگی شد و همه ی سروها راست قامت تر به احترام ایستادند... روزت مبارک...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 14:51  توسط راحيل |